قهرمان ميرزا عين السلطنه
1220
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
فاضل و غيره معجلا طهران تشريف بياوريد . اينطور امر شده و صلاح است . خدمت حضرت و الا رفتم . شاهزاده رئيس هم آمد . با كاغذهاى امروز خيلى منافات داشت . اما كارها را يك طرفى كرد و آسوده شديم . خدا مىداند از اين حكومت بيزار [ يم ] و ابدا رضايت نداشته و نداريم . سهل است از كارهاى ديگر هم بازمانده و دچار اينجا شدهايم . يوزباشى زد و برد دو ساعت از دسته رفته سفيركبير و سفير فوق العاده ديدن آمدند . يك ساعت بعد حضرت و الا بازديد كردند . يوزباشى طهران فرارا رفت . انصافا خيلى بىحقوقى كرد . هرگز اين تصور دربارهء او نمىشد . تمام منافع قزوين را او برد . اين پنجاه تومان آخر و قريب چهارصد تومان از منافع دو ماههء غلامخانه را خورد . تف به اين مرد بيايد . من از شيطنت و نادرستى او مطلع بودم و مكرر به حضرت و الا عرض كردم . اما او يك زبانى داشت كه حضرت و الا را فريفتهء خود كرده [ بود ] و هرگز اين خيالات را نمىفرمودند . رسيدگى به حسابها ميرزا عبد الكريم براى نوشتن دو سه فرد جان مىكند . حساب ما خيلى شلوغ است . به اين زودى اصلاح نمىشود . تمام به دست ميرزا عبد الكريم است و ما اطلاع نداريم . مىماند تا يك نفر با احكام از طهران روانه كرده حساب را بدهد . مصطفى خان نايب آمد او هم خيالات داشت ، اما گول خورد . آمد حساب خود را تمام داد . خيلى از نقد و جنس ما در دهات مانده . سيصد خروار گندم انبار را خروارى چهار تومان و دو هزار فروختيم . نصف نقد نصف ديگر يك ماهه مىبرند . شكل غريبى است . نوكرها هريك آلودگى دارند . مشكل دو سه روزه بشود حركت كرد . پول يلللى پى تلللى مىرود من هم قريب پنجاه تومان قرض دارم ، يعنى [ به ] حسين و نوكرها . غير يك مختصر پول زرد هيچ ندارم . ناچار قدرى از آن داده ، قدرى هم از مواجب امساله قبض داده جمشيد بيك داد . جز ضرر صرفهاى نبرديم . مشهور است « پول يلللى پى تلللى مىرود » ، همين است . هرچه از هوا برسد صرف هوا مىشود . الان طهران مىرويم باز دويست تومان قرض يكجا دارم . صد و ده تومان هم به حضرت و الا از بابت قرض مشهدى كاظم بدهكارم كه از مقررى امساله قبض دادهام . ديگر الحمد لله قرض ندارم . اما اين هزار و صد تومان مواجب كفايت نمىكند . توكل بر خدا دارم . اميدوارم به زودى